سفارش تبلیغ
صبا ویژن

علم گنجینه ی کمال
 

الهم عجل لولیک الفرج

نشانه های ظهور به دو گروه  نشانه های حتمی و نشانه های غیر حتمی تقسیم می شوند.

 

نشانه های حتمی : این دسته از علائم و نشانه ها باید به وقوع به پیوندند و قبل از وقوع آنها منجی ظهور نخواهد کرد.نشانه های غیر حتمی : این علائم به شرایطی وابسته هستند و اگر محقق هم  نشوند منجی ظهور خواهد کرد.

 

نشانه های حتمی ظهور عبارتند از : -خروج سفیانی - صیحه آسمانی - قتل نفس الزکیه - خسف - نشانه ای در خورشید-خروج یمانی

 

علائم و نشانه های غیر حتمی بسیارند که بیشتر آنها به فساد و جور ایجاد شده در آخرالزمان می پردازند که عبارتند از : اختلاف در میان امت اسلام ، انحراف بنى عباس و از هم گسستن حکومت آنان ، جنگهاى صلیبى ، فتح قسطنطنیه به دست مسلمانان ، در آمدن پرچمهاى سیاه از ناحیه خراسان ، خروج مغربى در مصر و تشکیل دولت فاطمیان ، وارد شدن رومیان در منطقه رمله و شام ، رها شدن کشورهاى عرب از قید استعمار، بالا آمدن آب دجله و سرازیر شدن آن به کوچه هاى کوفه ، بسته شدن پل بر روى دجله ، اختلاف بى شرق و  غرب و جنگ و خون ریزى فراوان و صدها نشانه دیگر نمونه هایی از این نوع علائم هستند.

منبع : http://imammahdi.parsiblog.com/


[ چهارشنبه 91/4/14 ] [ 6:51 عصر ] [ رنگین کمان ] [ نظر ]

 

به بهانه ی کنکور

             خرداد سال 1372 دیپلم گرفتم .(سال چهارم دبیرستان ، رشته ی ریاضی فیزیک). و در کنکور همان سال با رتبه ی 3435 منطقه ی2 ، در فرم انتخاب رشته 14 رشته انتخاب کردم که 4 تای اول آن مهندسی کامپیوتر بود و بقیه ، همه اش دبیری ( فیزیک ، ریاضی و زبان انگلیسی ) . و در رشته ی دبیری فیزیک دانشگاه فردوسی مشهد مشغول به تحصیل شدم. بعد از مراحل ثبت نام و گرفتن خوابگاه ، اولین خاطره ی به یاد ماندی آن دوران برای من ، اردویی بود که برای ورودی های جدید دانشگاه برگزار شد. سخنرانی آقای قرائتی در اردو هنوز به خاطرم هست . بچه های بسیج دانشگاه برگزار کنندگان اردو بودند و ما را با نحوه ی انتخاب واحد ، حذف و اضافه ، سلف و ژتون و ... آشنا کردند . سال اول دانشگاه خیلی خوب بود . درسم را خوب می خواندم و نمره های خوبی هم می گرفتم . پدر در آن سال 9 بار به دیدن من آمد. ماهی یکبار . خدا خیرت دهد و همیشه سالم و سر حال باشی پدر خوبم . در نیمه های سال اول به عضویت بسیج دانشجویی در آمدم . و با عشق و علاقه ی خاصی ، به فعالیت پرداختم . که به گفته ی رهبر کبیر انقلاب : "بسیج لشگر مخلص خداست که دفتر تشکل آن را همة مجاهدان از اولین تا آخرین امضاء نموده‌اند.بسیج مدرسة عشق و مکتب شاهدان و شهیدان گمنامی است که پیروانش بر گلدسته‌های رفیع آن اذان شهادت و رشادت سرداده‌اند. من همواره به خلوص و صفای بسیجیان غبطه می‌خورم و از خدا می‌خواهم تا با بسیحیانم محشور گرداند."

از جمله فعالیت هایمان: برگزاری اردوهای مختلف ، جشن ها ، برگزاری زیارت عاشورا ، راهپیمایی ها ، برگزاری کلاسهای هنری برای خواهران ، برپایی نمایشگاه به مناسبت های مختلف ، برگزاری مسابقات کتاب خوانی و... بود . علاوه بر بسیج دانشکده ، در بسیج خوابگاه هم فعالیت می کردم . اگر تشکلهای دانشگاهی هم برنامه ای داشتند که مورد قبولم بود و ازم کمک می خواستند ، دریغ نمی کردم . مسئله ای که برای دوستان بسیجی ام اصلا قابل قبول نبود.   

این فعالیتها در سالهای بعد ، کم کم وقت مرا پر می کرد . به همان میزان ، درس خواندن من کمتر شد . نمره ها دیگر بالای 16 نبودند . معدل در حد 14 . خلاصه ، فعالیت بیشتر ، معدل کمتر . یک ترم مشروط شدم ( معدل کمتر از 12). ولی خدا به فریادم رسید و پدر ازم خواست که فعالیتهای جنبی را کنار بگذارم و فقط درسم را بخوانم . خدا را شکر ، من هم به حرف او گوش کردم و به دوستان گفتم من دیگر بازنشست شده ام و حالا دیگر نوبت جوان ترهاست . و بعد از 4 سال و نیم درس خواندن با معدل 69/13 فارغ التحصیل شدم .

حالا که به آن سالها نگاه می کنم ، میبینم با آن همه شور و اشتیاق که در وجودم داشتم که البته هنوز هم پابرجاست ، اگر در همان سال اول یا دوم  وارد فاز علمی شده بودم و در این حوزه بسیجی وار عمل می کردم و با آشنایی با اساتیدم و کمک گرفتن از آنها وقت خود را برای اجرای پروژه های مختلف خرج کرده بودم و بیشتر به درسهایم می رسیدم و منابع مختلف را مطالعه کرده بودم بی تردید در حال حاضر می توانستم برای مملکتم مفید تر باشم . ای کاش برای فعالیت جنبی به مطالعه ی کتابهای شهید مطهری ، آیت الله مصباح ، مقام معظم رهبری و دیگر بزرگواران پرداخته بودم و مطالب خوانده شده را خلاصه کرده و به صورت یک نشریه برای استفاده ی دوستان در برد قرار می دادم . 

با این همه ، خدایا تو را سپاس می گویم که به من توفیق دادی دوران دانشگاه را به سلامت پشت سر بگذارم . خدایا به من توفیق بده یکبار دیگر به فضای دانشگاه بر گردم و بر اندوخته هایم بیفزایم . قول می دهم از اساتیدم بیشتر استفاده کنم و بیشتر کتاب مطالعه کرده و وقت خود را صرف تولید علم نمایم .  

...   

یکی از عزیزان نظری را برایم ارسال کردند که نظر به اهمیت آن و توضیحات تکمیلی ایشان ، ضمن سپاسگزاری ، آن را در اینجا کپی می کنم : 

سلام
موضوع نوشته شما یکی از مهمترین موضوعات فرهنگی کشور طی 30سال گذشته هست که هنوز هم از اهمیت آن کاسته نشده.

چند نکته:
1. این جنس فعالیتها سهم عظیم در پیشرفت انقلاب در ابعاد مختلف داشته است.
2. به علت شور زیاد و تجربه کم و عدم انتقال تجربیات ، همیشه این فضا ادامه داشته .
3.  ای کاش برای فعالیت جنبی به مطالعه ی کتابهای شهید مطهری ، آیت الله مصباح ، مقام معظم رهبری و دیگر بزرگواران پرداخته بودم و مطالب خوانده شده را خلاصه کرده و به صورت یک نشریه برای استفاده ی دوستان در برد قرار می دادم . 
استفاده از نظرات بزرگان علم و  دین مساله ای ست که هنوز جای خود را به درستی باز نکرده است. 

4. هنوز هم بیشترین آرمان خواهی و نشاط برای انجام فعالیت های مفید بین فعالین فرهنگی سابق دانشجویی مشاهده می شود.

5. بحث علم از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است که به علت ویژگی های استثنایی سالهای نخستین دانشگاه و زندگی آینده ، اهمیت آن افزایش می یابد.

6. " دانشجوی هم طراز  انقلاب"  

    مساله پیچیده در این دوران این است که بیش از بحث های نظری به "الگو" نیازمندیم که این مساله بدون جمع بین علم و فرهنگ غیر ممکن است .

موفق باشید.


[ شنبه 91/4/10 ] [ 7:20 صبح ] [ رنگین کمان ] [ نظر ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

امام رضا(ع) : علم گنجینه ی کمال است و کلید آن گنجینه ، پرسش کردن است .
امکانات وب


بازدید امروز: 39
بازدید دیروز: 14
کل بازدیدها: 32344
*